سونای ولنتاین آذربایجان

SonAY AZƏRBAYCAN nın Valentine

سونای ولنتاین آذربایجان

سونای آذربایجان نین سئوگی گونی

یکی از دلایلی که رسم و رسومات خوب یا بد غربی ها وارد فرهنگ ما می شود عدم شناخت خودمان از پتانسیلهایی است که داریم.آنچه که خود یهترین و با مفهوم ترینش را داریم اما نمی دانیم.هیچکداممان هم گناهی نداریم .واقعا در کدام برنامه تلوزیونی یا کدام نشریه در مورد سونای صبحت شده است. کدام پدر ومادری در این مورد با جوانان و نوجوانان خود صبحت کرده اند ویا به بیان یهتر با این قضیه اشنا هستند؟ قبول داریم که قدرت رسانه اي غرب و ... بیشتر است اما اصلی ترین قدرت آنها جهل ونادانی ما می تواند باشد. ما منکر زیبایی های والنتاین نیستیم وحتی والنتاین را غنیمتی برای مستحکم تر کردن عشق و دوستی می دانیم اما ترحیح می دهیم که در اولویت اول از آنچه داریم استفاده کنیم. شاید بدانید که در اغلب کشورهاي داراي تمدن مانند ژاپن روز عشق خاص آن كشور وجود دارد و هر ساله گرامي داشته مي شود.

یایین سونوندا خرمن لر ییغیشار. گئجه لر آی چیخار. هئچ زامان آیین باخیشی

یایین سون چاغی کیمین سئودالی اولا بیلمز…

http://s1.picofile.com/file/6353796776/Azer4546.jpg

سوناي چيست؟

سوناي يك رسم ديرينه است. رسمي اسطوره اي و افسانه وار كه حتي قبل از ظهور اسلام تا به امروز پاس داشته شده است. گرچه به مرور زمان كم رنگ تر شده اما هنوز هم حداقل روستاهايي هستند كه اين رسم را برپا مي دارند. همانطور كه از اسمش برمي ايد بايد ربط كاملي به ماه داشته باشد. معمولا اغلب افسانه ها و اسطوره ها در فرهنگ ما آذربايجاني ها و كلا تورك ها به ماه مربوط است. ماه در اسامي، اعياد، و رسومات ما به طور كامل رخنه كرده و زيبايي افسانه وي به آنها داده است.

سوناي شبي از سال است كه به اصطلاح به آن اعتدال پاييزي گفته مي شود. شبي كه روز و شب برابر مي شوند و ماه كامل مي شود. اين شب تقريبا شب آخر تابستان است. البته ممكن است جند روز زودتر يا ديرتر باشد همه اينها بستگي به كامل شدن ماه دارد. اما به هر حال مي توان شب آخر تابستان را سوناي ناميد كه روز عشق در آذربايجان محسوب مي شود.

در اصل اين شب مشابهات زيادي با جشن برداشت محصول در كشورهاي غربي دارد و در روستاها نيز به نوعي براي برداشت محصول استفاده مي شود اما همانگونه كه در ايران معمولا جشن هاي باستاني محكوم به فنا شده اند اين روزن يز هرساله بيشتر و بيشتر به سوي نابودي رفته است. در روستاها در اين شب بازيهاي خاصي انجام مي شود معمولا جوانان روستا با صدايي خاص كه به (آواوا) مشهور است همه را به ميدان روستا و براي شروع بازي دعوت مي كردند.

در اين شب خاص ماه و خورشيد در زاويه ي 180 درجه قرار گرفته و هنگام غروب دقيقا برروي هم قرار مي گيرند.البته اين ديدار خيلي به سرعت اتفاق مي افتد و زياد به طول نمي انجامد. اين موضوع تا ابد ادامه دارد. از قديم اين اتفاق به يك نوع عشق تشبيه شده است. عشق ماه به خورشيد. عشقي كه تمامي ندارد و ابدي محسوب مي شود درست مانند عشق هايي كه در داستانهاي فولكلور آذربايجان همانند اصلي-كرم وجود دارد. عشقي كه حتي با سوخته شدن نيز تمامي نمي پذيرد.طبق اين افسانه عشق اين دو عاشق تمامي ندارد و تا ابد تكرار مي شود و ادامه مي يابد. همه اين موارد و عناصر در داستانهاي ديگر ما همانند كوراوغلو نيز صادق هستند.

http://s1.picofile.com/file/6353797782/sevgi_gunu_kirmizi_gul.jpg

چند ترانه از clen dion

I Know What Love Is

 

I was forgotten
Until you called my name
Lost in the shadows
Until you shined your light my way
Now I believe again
In all my dreams again
Im wide eyed and innocent
Those doubting days
Are so far away and oh

I will fall
And you will catch me always
Time has taught me this
I will fly
And youll be there to guide me
Straight up to my hearts highest wish
I feel you close to me
And I know what love is

Now theres no mountain
Too high for me to climb
No ocean so wide
That I could not reach the other side
Now I believe in me
Cause you live and breather in me
And nothing can come between
We are one star
No nigh can darken, oh

I will fall
And you will catch me always
Time has taught me this
I will fly
And youll be there to guide me
Straight up to my hearts highest wish
I feel you close to me
And I know what love is

Its an unspoken thing
A quiet opening
There are no words that can go that deep
But I know
I know

I will fall
And you will catch me always
Time has taught me this
I will fly
And youll be there to guide me
Straight up to my hearts highest wish
I feel you close to me
And I know what love

ادامه نوشته

giderim

 
http://s1.picofile.com/file/6253072432/evening_handytwitter_com.jpg 
Artik seninle duramam
دیگر با تو نمی مانم
Bu akşam çıkar giderim
امشب خواهم رفت
Hesabım kalsın mahşere
حسابم بماند تا محشر
Elimi yıkar giderim
دستها را در هم می شکنم و می رم
Sen zahmet etme yerinden
تو از جات تکان نخور
Gürültü yapmam derinden
که از ته دل فریاد نمی زنم
Parmaklarımın üzerinden
از روی انگشتاتم
Su gibi akar giderim
مثل آب جاری شده و می روم
Artık sürersin bir sefa
حالا بعد از این شاد باشی
Ne cismim kaldı ne cefa
هیچ اثری از من باقی نیست
Şikayet etmem bu defa
اینبار شکایتی نمی کنم
Dişimi sıkar giderim
از عصبانیت دندانهایم را فشار داده و می روم
Bozarmı sandın acılar
از فکر مصیبتهام نمی شکنم
Belaya atlar giderim
در بلاها غرق شده و می رم
Kurşun gibi mavzer gibi
مانند گلوله مانند تفنگ
Dağ gibi patlar giderim
مانند کوهی , منفجر می شوم و می روم
Kaybetsem bile herşeyi
اگر همه چیزم را از دست بدهم
Bu aşkı yırtar giderim
این عشق را میشکافم و  می روم
Sinsice olmaz gidişim
رفتنم پنهانی نیست
Kapıyı çarpar giderim
در را می کوبم و می رم
Sana yazdığım şarkıyı
نغمه ای را که برایت سرودم
Sazımdan söker giderim
از سازم جدا می کنم و می رم
Ben ağlayamam bilirsin
تو میدانی که من گریه نمی کنم 
Yüzümü döker giderim
صورتم را برمی گردانم ومی رم
Köpeklerimden kuşumdan
از سگهام از پرندهام
Yuvrumdan cayar giderim
از جوجه پرندها جدا می شوم و می روم
Senden aldığım ne varsa
هر چیزی که از تو گرفته ام
Yerine koyar giderim
سر جایش می گذارم و می رم
Ezdirmem sana kendimi
خودم را پیش تو تحقیر نمی کنم
Gövdemi yakar giderim
سینه ام را داغ زده می روم
Beddua etmem üzülme
غمگین نباش که نفرینت نمی کنم
Kafama sıkar giderim!
به سرم می زنه  می رم
یوسیف خیال اوغلو
ادامه نوشته